مؤلف مجهول
92
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
ستمايه . « 1 » آن سال مغل در ارزن الروم قرار كرد . از جانب سلطان غياث الدين خايف بودند . چون ديدند كه ازو حركت نيامد ، بهارگاه آمدند . ارزنجان را نيز گرفتند . قتل و غارت كردند عورتان مسلمان [ را ] رسوا ، فرزندان را اسير كردند چندانك اميران به سلطان غياث الدين پند داذند . قبول نكرد . مغل به محل نياورد . گفت كمترين غلامانم بفرستم مغل را براند . سيم « 2 » سال مغل قصد روم كرد . خبر بسلطان رسيد . صد هزار مرد جمع كرد . پسر گرجى كه سپاهسالار بود و نظام الدين پسر مظفر الدين و صاحب اناسجى « 3 » برابر مغل رفتند . چون علم سلطان را اتابك ارسلان طغمش برابر مغل بداشت ، باجو با جورميخان گفت لشكر روم را قوت نيست . از راست [ گ 23 آ ] كردن صف معلوم شذ . اول كه لشكر حركت كرد كمال الدين برادر جلال الدين قراطآيى « 4 » كشته شذ . مغل بيكبارگى چون سگ زوزه كرده تيرباران كردند . قتلى شذ كه كوه و دشت و دره و دوله « 5 » پر از كشته شد . بسيارى از اميران قتل شد [ ند ] . ارسلان طغمش علم سلطان را اندآخت . اين واقعه در موضوع كوسه طاغ « 6 » روز چهآرشنبه هشتم ماه صفر سنه احدى و اربعين و ستمايه « 7 » بود . غياث الدين بقونيه آمذ . نتوانست قرار كردن . گريخت بانطاليه رفت . غياث الدين را وزيرى بوذ عاقل ، صاحب مهذب الدين ميگفتند . از لشكر بازگرديد . « 8 » نزد باجو رفت .
--> ( 1 ) . 639 . ( 2 ) . اصل : سيؤم . ( 3 ) . در تركى اتاچى است . ( 4 ) . جلال الدين قراطايى يا قراطاى وزير معروف سلاجقه روم بود كه نسبش به خاندان روميان شرقى مىرسيد . وى نايب الحكومه و سياستمدارى بزرگ بود و با مولوى دوستى نزديك داشت . مدرسه قراطاى ( 649 ه . ق ) و مسجد قراطاى ( 652 ه . ق ) در قونيه كه از خيره كنندهترين بناهاى اين شهر است ، نام او را بر خود دارند . جلال الدين رومى به سبب زهد و اخلاص وى را « ملكى الاخلاق ، كروبى الاوصاف ، معدن الخير و الانصاف » خطاب كرده است . اينها صفاتى بود كه بطور قطع در ميان زمامداران منحط امپراطورى سلاجقهء روم به ندرت ديده مىشود . وى در سال 652 ه . ق درگذشت . ابن بىبى ، مختصر سلجوقنامه صص 93 ، 96 ، 125 ، 207 ، شيمل ، شكوه شمس صص 45 - 52 . ( 5 ) . به تركى « اوا » Ova . ( 6 ) . كوسه طاغ ناحيهاى است نزديك ارزنجان واقع در ارزروم . ( 7 ) . 641 . ( 8 و 4 ) - اصل : بازگردند .